کـــــــــــــــــاش من هم کسی را داشتم....

کــــــــــــه با بســــــــــتن چشــــمانم

حـــــــس قشــــــــنگ نگاهـــــــــش را احســــــــــاس می کـــــــــردم

بـــــوی نفس هــــــــایــش را میــشنیــــدم

کـــــــــــــــــاش من هم کسی را داشتم....

کــــــه حتی وقـــــــت نبــــــودنم

عاشــــــــــقم باشـــــــد

کـــــــــــــــاش....

!! نوشته شده توسط نيلوفر | 13:17 | دوشنبه هفدهم شهریور 1393 •

 

چقدر سخت است که لبریز از گفتن باشی ولی محرمی نباشد ...

 

و اينك باران

بر لبهء پنجرهء احساسم مي نشيند

و چشمانم را نوازش مي دهد

تا شايد از لحظه هاي دلتنگي عبور كنم

!! نوشته شده توسط نيلوفر | 13:58 | دوشنبه دوازدهم خرداد 1393 •

 

عزيزم  روزهايم تلخ می گذرد ، دستم می لرزد از توصیفش !

همین بس که :

نفس کشیدنم در این مرگِ تدریجی، مثل خودکشی است ،با تیغِ کُند

!! نوشته شده توسط نيلوفر | 12:48 | شنبه دهم خرداد 1393

ساحل

 

به هرجا که نگاه میکنم تو را میبینم،تصویر تو تنها چیزیست که چشمهایم باور میکند.  دستان لرزانم را دراز میکنم تا صورت مهربانت را لمس کنم،اما تصویرت به یکباره محو میشود و من به یاد میاورم        که تو در کنار من نیستی.

چشمانم را آرام میبندم،صدایت در گوشم میپیچد.،طنین خنده هایت همه جا را پر میکند.  بی اختیار لبخند میزنم ، ولی صدایت دور و دورتر میشود و من به یاد میاورم که باز هم تو نیستی           و این فقط خیال توست که مرا دنبال میکند.و چه شیرین است رؤیایی که رنگ از وجود تو میگیرد.

دلم میخواهد باز هم  با تو کنار ساحل بنشینم، سرم را روی شانه هایت بگذارم و امواج آبی کف آلود را نگاه کنم و به آواز امواج گوش بسپارم.دلم برای آرامش نیلگون امواج تنگ شده است .

!! نوشته شده توسط نيلوفر | 13:35 | یکشنبه چهارم خرداد 1393

این روزهــــا زیادی ساکتــــ شده ام

حرفــــ هایم نمی دانم چــــرا به جای گلــــو ،

از چشــــم هایم بیرونــــ می آیند

!! نوشته شده توسط نيلوفر | 16:38 | دوشنبه دوازدهم اسفند 1392

 

این روزهــــایم به تظاهر می گذرد...

تظاهر به بی تفاوتی،

تظاهر به بی خیـــــالی،

به شادی،

به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست...

اما . . .

چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش"

!! نوشته شده توسط نيلوفر | 11:13 | یکشنبه یازدهم اسفند 1392

 

دلم به عظمت باران برایت دلتنگی میکند... ؛

امروز عجیب؛

بی واژه؛

بی حصار... ؛

می خواهمت...

!! نوشته شده توسط نيلوفر | 8:25 | یکشنبه یازدهم اسفند 1392

 

خواستن همیشه توانستن نیست!

گاهی داغ بزرگی ست که تا ابد بر دلت میماند..

!! نوشته شده توسط نيلوفر | 11:59 | سه شنبه پانزدهم بهمن 1392

 

من چه سخت تاوان اشتباهم را پس میدهم......!

!! نوشته شده توسط نيلوفر | 16:32 | دوشنبه چهارم آذر 1392

چشمانم چیزی را نمی بیند
جز کور سویی از نورهایی محو که تلاش می کنند از لابه لای سیل اشک هایم به چشمم نفوذ کنند
لحظه ای درنگ می کنم تا آرام شوم
همه ی نَفَس های آنروز از مقابل چشمانم رژه می روند
چشمانت
لبخندت
مهربانی ات
آه که من چقدر تشنه ی بوسیدنت بودم
و دستانت را در آخرین لحظات در دست گرفتم
کاش آنها را به گرمی می فشردم
کاش تنگ در آغوشم می فشردمت
کاش می توانستم برای تمام روزهای تنهایی که پیش رو دارم
از تو توشه ای برگیرم
از مهرت
از بودنت
از شیرینی حضورت
کاش می دانستی که حضورت برای دل رنجورم چه غنیمت بی نظیری است
نمی خواهم و نمی توانم تمام دردهای دلم را برایت باز گویم ....


باز من و پنجره ی بسته و صدای موزیک
و پرواز به خاطرات شیرین دیدار 
آنروز را قاب می کنم
و بر دیوار دلم برای همیشه نصب می کنم
!! نوشته شده توسط نيلوفر | 11:32 | چهارشنبه سیزدهم شهریور 1392 •

RSS


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ